الشيخ أبو الفتوح الرازي
334
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
است ، از هول قيامت مويم سپيد ( 1 ) شد . گفت : تو را چند سال بود كه وفاتت رسيد ( 2 ) ؟ گفت : پانصد سال . آنگه گفت : مت باذن اللَّه ، به فرمان خدا بيفتاد ( 3 ) و بمرد . كلبى گفت : عيسى - عليه السلام - خداى را به « يا حىّ يا قيّوم » خواندى ، چون احياى موتى كردى . * ( وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ) * ، و خبر دهم شما را به آنچه خورده باشيد ( 4 ) و آنچه ذخيره كنيد ( 5 ) [ 426 - پ ] . كلبى گفت : چون عيسى - عليه السلام - ابراء اكمه و ابرص كرد و احياى موتى . گفتند : اين سحر است كه تو مىكنى ، ما از اين جنس معجز نخواهيم . ما را خبر ده كه ما در خانهها ( 6 ) چه خوريم ، و چه ذخيره نهيم ؟ گفت : روا باشد . آنگه يك يك را مىگفت كه شما فلان طعام خوردى ( 7 ) ، و چندين ( 8 ) مقدار خوردى ( 9 ) ، و چندين 1 « ذخيره نهادى ( 11 ) . چهل مرد بيامدند و مواطات كردند و هر يكى طعامهاى مختلف بياوردند ( 12 ) به خانه بردند و مقدارى موزون معيّن بخوردند ، و مقدارى موزون بنهادند در مواضع متفرق . آنگه ( 13 ) بيامدند و گفتند : ما را خبر ده تا ما چه خورديم ( 14 ) و چند خورديم ( 15 ) و چند نهاديم [ و كجا نهاديم ] ( 16 ) ؟ جبرئيل ( 17 ) - عليه السلام - او را خبر مىداد و يك يك ايشان را مىگفت ( 18 ) . در خبر است كه او در ايّام صبى چون كودكان با او بازى كردندى ، او ايشان را
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سفيد . ( 2 ) . مب : تو را چند سال از عمرت گذشته بود كه وفات يافتى ، مر : كه وفات يافتى . ( 3 ) . دب : بيوفتاد . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : خورده باشى . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ذخيره كنى . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خانه خود . ( 9 - 7 ) . مب ، مر : خورديد . ( 8 ) . دب ، آج ، لب : چندان ، فق ، مب ، مر : چند . ( 10 ) . فق ، مب ، مر : چند . ( 11 ) . مب ، مر : نهادند . ( 12 ) . فق ، مب ، مر و . ( 13 ) . مب : و آنگه . ( 15 - 14 ) . مج ، وز ، فق : خوريم ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد . ( 16 ) . مج ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 17 ) . دب ، آج ، لب : و جبرئيل . ( 18 ) . مب : يك يك را به ايشان خبر مىداد .